وصال

  • خانه 

پیشتیبان زندگی

24 بهمن 1402 توسط پرستوی مهاجر

تا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن زمان‌ هر‌چه‌را می‌خواستم‌و هر‌چه را نذر‌معصومی میکردم تحقق پیدا نمیکرد . لابد‌به صلاحم نبوده‌،‌بدم را‌که‌نمی خواهند !
اما این‌بار‌فرق میکرد ، اول حلول ماه ذی الحجه بود.‌هنگام‌غروب به دیوار‌کاهگلی خانه‌کوچکمان تکیه داده بودم ،‌‌قسمتی‌از یک مداحی مدام در‌ذهنم تکرار‌میشد. قطره‌ای اشک‌مژه های کوتاه مشکی‌ام را آغشته‌به‌خود‌کرد‌.آخر‌مگر چه‌کرده ای که کربلا میخواهی؟ چه پرتوقع!
آنجا بودکه تصمیم‌گرفتم ، هلال باریک ماه نو هم شاهد بود!‌تمام کارهایی‌که برای بزرگ‌عید شیعیان تولید کردم را نذر کردم تا کربلا بگیرم و باقی ماجرا را سپردم به حضرت پدر !
دختر‌خودش را برای پدر لوس نکند برای که بکند‌!‌نگویم برایتان؛اربعین،خانه پدری بودم و آن جا دعاگوی همه‌تان و من خرسند‌از اینکه پشتیبان زندگی‌ام هوایم را داشته‌است، آدم باید زرنگ باشد. کاش، رزق هر‌ساله می خواستم.

#پشتیبان_زندگی
#امام_علی_علیه السلام
#به_قلم_خودم

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: استوری لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

وصال

جستجو

موضوعات

  • همه
  • استوری
  • بدون موضوع
  • عکس
  • عکسنوشته
  • متن
  • پوستر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس