اعتکاف ۱۴۰۲
24 اسفند 1402 توسط پرستوی مهاجر
روز دوم اعتکاف بود، باد سوزناکی داشت میوزید و حدسش سخت نبود ک برم خانه کارم در آمده است، در حیاط مسجد،مشغول تذکر دادن به عده ای از خانم ها بودم که ندانسته داشتند از فضای مسجد خارج میشدند! دستم را تکان دادم و صدا زدم :«خانم!این قسمت از حیاط که خط زرد… بیشتر »