وصال

  • خانه 

کلاه بردار

28 فروردین 1403 توسط پرستوی مهاجر
تا اذان مغرب حدود دو ساعت مانده بود، سیب زمینی های حلقه ای ته دیگ ماکارونی را درون روغن داغ انداختم تا یک ورشان طلایی شود. ماکارونی هارو آبکش کردم و ریختم توی قابلمه، مشغول مخلوط کردنشان با سس بودم که گوشی ام زنگ‌ خورد، اعتنا نکردم، کدبانوهایش میدانند… بیشتر »
 نظر دهید »

ذکر شیرین

28 فروردین 1403 توسط پرستوی مهاجر
  به جا آوردن همه اعمال شب های قدر برای منی که تازه به سن تکلیف رسیده بودم یک مقدار بیش تر از توانم بود. مسجد محل ما کوچک بود و اکثر خانم ها از همان روز اول ماه رمضان برای خودشان جا قُرُق کرده بود، افطار را خورده نخورده چادر صورتی که ربان سفیدی داشت را… بیشتر »
 نظر دهید »

مرد غیرت دارد! 

28 فروردین 1403 توسط پرستوی مهاجر
چشمانش را ریز کرده بود به صفحه گوشی،سفیدی چشمانش به قرمزی میزد. آن تیله های مشکی محصور میان مژه های کوتاه چیزی را در صفحه گوشی دنبال می‌کرد! رگ گردنش متورم شده بود. صدای نفس کشیدن‌های حرصی اش داشت مرا میترساند. همیشه آرام و با متانت برخورد می‌کرد و توقع… بیشتر »
 نظر دهید »
فروردین 1403
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

وصال

جستجو

موضوعات

  • همه
  • استوری
  • بدون موضوع
  • عکس
  • عکسنوشته
  • متن
  • پوستر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس